۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سهشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه
22 خرداد-بیانیه جنبش ضد دیکتاتوری وازادی خواهانه مردم ایران(بخوانید سبز)
22خرداد راهپیمایی میکنیم تمام شهر ها تمام مناطق از ساعت 18 باشعار مرگ بر خامنه ای تا بترکه چشمه حسود.
تهران:فلکه اول و دوم صادقیه-میدان هفت هوض-میدان راه اهن تا تجریش-میدان امام حسین تاابتدای اکباتان ...(بقیه شهرها هم اضافه میشود دوستان بگن اضافه کنیم)
22 خرداد-بیانیه جنبش ضد د دیکتاتوری وازادی خواهی مردم ایران(بخوانید سبز)
22 خرداد راهپیمایی میکنیم تمام شهر ها تمام مناطق از ساعت 18 باشعار مرگ بر خامنه ای
تهران:فلکه اول و دوم صادقیه-میدان هفت هوض-میدان راه اهن تا تجریش-میدان امام حسین تاابتدای اکباتان
(بقیه شهرها هم اضافه میشود دوستان بگن اضافه کنیم)
تهران:فلکه اول و دوم صادقیه-میدان هفت هوض-میدان راه اهن تا تجریش-میدان امام حسین تاابتدای اکباتان
(بقیه شهرها هم اضافه میشود دوستان بگن اضافه کنیم)
۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه
امیدواری ما و وحشت حاکمیت
سید مجتبی واحدی ؛
یکی از سایت هایی که با پول ملت ایران ، بر علیه همین ملت توطئه می کند مدتی است وحشت و عقده رأس حکومت از کروبی و یارانش را به نمایش می گذارد . یک روز آرزوی اربابان خود برای «سکته قلب کروبی » را به عنوان خبر، به خورد عد ه ای ساده لوح می دهد ، یک بار می گوید کروبی در داخل زندان خانگی به تجارت مشغول است و یک بار از تصمیم کروبی برای نوشتن توبه نامه خبر می دهد . این سایت بسیار معتبر !!!!حکومتی ، اخیراً متنی را جعل وآن را به عنوان سخنرانی من ، منتشر کرده که عیناً در زیر می آورم . وقتی این متن را خواندم خدا را به سه دلیل شکر کردم
یک – با لطف خداوند متعال ، تاکنون نتوانسته اند از میان سخنان من ، حتی یک جمله پیدا کنند که با استفاده از آن ،سوژه ای برای تمسخر سران جنبش یا تزریق ناامیدی به مردم ، بسازند .پس به ناچار یک آدم کم سواد را پیدا کرده اند تا متنی صد در صد جعلی از یک سخنرانی موهوم که اصلاً وجود خارجی نداشته را به عنوان خبر ، به این سایت که آی کیو مدیران آن ، از اقدامات آنها قابل شناسایی است بفروشد . البته نمی دانم جاعلان اینگونه اخبار، وقتی پول های دریافتی را برای عیاشی های خود صرف می کنند تا چه حد به ریش ارباب بزرگ خویش می خندند !؟
دو ـ گمان می کنم سران حاکمیت ، بر روی ورود ناشیانه بعضی دوستان ما به بحث انتخابات ، حساب زیادی باز کرده بودند . آنها از اظهار نظر صریح من در خصوص لزوم تحریم انتخابات در صورت عدم وجود یک نظارت دقیق داخلی و بین المللی بر آشفته شده اند و از سر دستپاچگی ، دست به این جعل ناشیانه زده اند . برای اثبات جعل بودن وناشیانه بودن این جعل ، تلاش زیادی لازم نیست . من در دو سال اخیر صدها مصاحبه ، مقاله و اظهار نظر داشته ام که این متن جعلی هیچ شباهتی به آنها ندارد . به هرحال وقتی فهمیدم افشاگری این بنده حقیر خدا درخصوص بازی جدید حاکمیت ، تا این حد موجب آشفتگی و عصبانیت آنها شده ، بازهم خدا را شکرکردم
سه ـ شکرگزاری سوم به درگاه خداوند متعال به آن جهت بود که فهمیدم امیدواری من نسبت به روشن بودن آینده جنبش سبز و اظهار مستمر آن ، یک امید دقیق بوده و حاکمیت را به شدت وحشت زده می کند و لذا ناچارشده اند سخنی در باب ناامیدی من از آینده این« جنبشِ استبداد سوز » جعل کنند . از صمیم قلب می گویم «الحمدلله الذی جعل اعداءنامن الحمقاء» سپاس خدای بزرگ را که خانگی ترین دشمنان ملت ایران را از میان احمق ترین مخلوقات خود ، انتخاب کرد
یکی از سایت هایی که با پول ملت ایران ، بر علیه همین ملت توطئه می کند مدتی است وحشت و عقده رأس حکومت از کروبی و یارانش را به نمایش می گذارد . یک روز آرزوی اربابان خود برای «سکته قلب کروبی » را به عنوان خبر، به خورد عد ه ای ساده لوح می دهد ، یک بار می گوید کروبی در داخل زندان خانگی به تجارت مشغول است و یک بار از تصمیم کروبی برای نوشتن توبه نامه خبر می دهد . این سایت بسیار معتبر !!!!حکومتی ، اخیراً متنی را جعل وآن را به عنوان سخنرانی من ، منتشر کرده که عیناً در زیر می آورم . وقتی این متن را خواندم خدا را به سه دلیل شکر کردم
یک – با لطف خداوند متعال ، تاکنون نتوانسته اند از میان سخنان من ، حتی یک جمله پیدا کنند که با استفاده از آن ،سوژه ای برای تمسخر سران جنبش یا تزریق ناامیدی به مردم ، بسازند .پس به ناچار یک آدم کم سواد را پیدا کرده اند تا متنی صد در صد جعلی از یک سخنرانی موهوم که اصلاً وجود خارجی نداشته را به عنوان خبر ، به این سایت که آی کیو مدیران آن ، از اقدامات آنها قابل شناسایی است بفروشد . البته نمی دانم جاعلان اینگونه اخبار، وقتی پول های دریافتی را برای عیاشی های خود صرف می کنند تا چه حد به ریش ارباب بزرگ خویش می خندند !؟
دو ـ گمان می کنم سران حاکمیت ، بر روی ورود ناشیانه بعضی دوستان ما به بحث انتخابات ، حساب زیادی باز کرده بودند . آنها از اظهار نظر صریح من در خصوص لزوم تحریم انتخابات در صورت عدم وجود یک نظارت دقیق داخلی و بین المللی بر آشفته شده اند و از سر دستپاچگی ، دست به این جعل ناشیانه زده اند . برای اثبات جعل بودن وناشیانه بودن این جعل ، تلاش زیادی لازم نیست . من در دو سال اخیر صدها مصاحبه ، مقاله و اظهار نظر داشته ام که این متن جعلی هیچ شباهتی به آنها ندارد . به هرحال وقتی فهمیدم افشاگری این بنده حقیر خدا درخصوص بازی جدید حاکمیت ، تا این حد موجب آشفتگی و عصبانیت آنها شده ، بازهم خدا را شکرکردم
سه ـ شکرگزاری سوم به درگاه خداوند متعال به آن جهت بود که فهمیدم امیدواری من نسبت به روشن بودن آینده جنبش سبز و اظهار مستمر آن ، یک امید دقیق بوده و حاکمیت را به شدت وحشت زده می کند و لذا ناچارشده اند سخنی در باب ناامیدی من از آینده این« جنبشِ استبداد سوز » جعل کنند . از صمیم قلب می گویم «الحمدلله الذی جعل اعداءنامن الحمقاء» سپاس خدای بزرگ را که خانگی ترین دشمنان ملت ایران را از میان احمق ترین مخلوقات خود ، انتخاب کرد
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه
دل نوشته نسرین ستوده برای پسر سه ساله اش: برای قاضی و بازجویم دعا کن تا به عدالت قلبی و آرامش روح برسند
نسرین ستوده، حقوقدان و فعال جنبش زنان، که بیش از ۹ ماه است در زندان اوین به سر می برد، نامه ای به پسر سه ساله اش نیما نوشته است.
به گزارش سایت مدرسه فمینیستی او به دلیل عدم دسترسی به کاغذ در زندان، این نامه را بر روی دستمال کاغذی به نگارش درآورده است. این نامه در اسفند گذشته نگاشته شده است.
وی در بخشی از این نامه می نویسد:هیچ «کاری» حق ندارد اینقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی ۶ ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد.
او در این نامه که درک آن را باید به آینده فرزندش و فرزندان ایران زمین واگذار کند می نویسد:عزیزم، آنچه در پروندههای قضایی برندهی نهایی است، دفاع قضایی خوب یا بد نیست، که از این بابت وکلایم در دفاع بینظیرشان سنگ تمام گذاشتند، بلکه معصومیت و مظلومیت انسانهایی است که در چرخ دندهی چنین آرای عجیب و غریبی له مِیشوند. آن معصومیت قطعا برندهی بازی است. برای همین از معصومیت کودکانهات میخواهم برای آزادی همهی زندانیان بیگناه، و نه فقط زندانیان سیاسی دعا کنی.
نسرین ستوده در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور شد و همچنین به اتهام بدحجابی در یک فیلم سخنرانی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
نیمای عزیزم، سلام
نامه نوشتن برای تو سخت است، تو که آنقدر معصومی که نمیتوانم برایت بگویم از کجا برایت نامه مینویسم. تو که از مفاهیم زندان، بازداشت، حکم، دادگاه، ظلم، سانسور، خفقان یا رهایی، آزادی، عدالت، تساوی و … تصویری در ذهن نداری.
از چه با تو سخن بگویم که با «اکنون» تو حرف زده باشم و نه آیندهات. چگونه برایت توضیح دهم که آمدنم به خانه دست خودم نیست تا به سویت پر بکشم، تو که به پدرت گفته بودی به مامان بگو کارش را تمام کند و به خانه برگردد. چگونه برایت بگویم که هیچ «کاری» نمیتواند مرا از تو این همه دور کند، در واقع هیچ «کاری» حق ندارد مرا این همه از تو دور کند. هیچ «کاری» حق ندارد اینقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی ۶ ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد.
با تو چه بگویم که هفتهی گذشته از من پرسیدی مامان با ما به خانه می آیی؟ و من در مقابل چشم ماموران بازداشتگاه به تو گفتم: «کارم طول می کشد و دیرتر می آیم». آن وقت تو با سر تکان دادنت گفتی باشد و دستم را کشیدی و با لبهای کوچکات بوسهای کودکانه بر دست هایم زدی…
نیمای عزیزم!
در طول ۶ ماه گذشته دو بار به شدت گریستم. بار اول در سوگ پدرم بود که از عزاداری و سوگواری نیز محروم بودم و بار دوم همان روز بود که نتوانستم با تو به خانه برگردم و وقتی به سلولم برگشتم بی اختیار بلند بلند گریستم.
نیما جان!
بارها در پروندههای مربوط به حضانت کودکان، دادگاهها چنین رای دادهاند که نمیتوانند ملاقات کودک ۳ ساله را برای ۲۴ ساعت متوالی به پدر بسپرند. در چنین آرایی مهمترین استناد دادگاهها به سن چنین کودکانی است که نمیتوانند ۲۴ ساعت دور از مادر بمانند زیرا برای کودک آسیب روحی – روانی به همراه دارد.
اما همین دستگاه قضایی میتواند حقوق کودکی را نادیده بگیرد که تصور میکند مادرش در صدد اقدام علیه امنیت اوست!!!
البته که دلم نمیخواهد با تو از این که در صدد هیچ اقدامی علیه امنیت «آنها» نبودهام و فقط به عنوان یک وکیل به آراء قضایی و آرایی که علیه موکلانم صادر شده بود، معترض بودهام، اشاره کنم.
البته که مایل نیستم به تو ثابت کنم و مثلا بگویم متن مصاحبههایم همگی عیان است و علنی، و اکنون به دلیل انتقاد از آراء قضایی که حرفهی اصلی هر وکیلی است، شایسته ۱۱ سال حبس شناخته شدهام.
اما مایلم بگویم: اولا نخستین کسی نیستم که چنین حکم ناعادلانهای را دریافت کردهام. اما امیدوارم آخرین آنها باشم، هر چند بسیار بعید می دانم.
ثانیا از این که در کنار موکلانم در زندان هستم، موکلانی که دفاعیات من به دلایل غیرقضایی و غیرحقوقی موثر نیفتاد و آنها روانه زندان شدند، بسیار خشنودم و دست کم آرامام.
ثالثا دوست دارم بگویم به عنوان یک زن از این که افتخار دفاع از بسیاری از فعالان مدنی و معترضان انتخاباتی را بر عهده داشتهام، به دلیل حکم سنگینام به خود میبالم. زیرا دوستتر داشتم به عنوان وکیل آنها، حکمی سنگینتر از آنان دریافت کنم.
حالا دیگر تلاش زنان ثابت کرد که دیگران، اعم از مخالف و موافق نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند. اما نمیدانم آن را که از همه بیشتر دوست دارم، چگونه به تو بگویم؟ چگونه بگویم که برای قاضی یا بازجویم یا دستگاه قضایی دعا کن. دعا کن تا به عدالت قلبی و آرامش روح برسند تا شاید ما نیز در آرامش زندگی کنیم، مثل خیلی از کشورهای دنیا.
عزیزم، آنچه در چنین پروندههایی برندهی نهایی است، دفاع قضایی خوب یا بد نیست، که از این بابت وکلایم در دفاع بینظیرشان سنگ تمام گذاشتند، بلکه معصومیت و مظلومیت انسانهایی است که در چرخ دندهی چنین آرای عجیب و غریبی له مِیشوند. آن معصومیت قطعا برندهی بازی است. برای همین از معصومیت کودکانهات میخواهم برای آزادی همهی زندانیان بیگناه، و نه فقط زندانیان سیاسی دعا کنی.
به امید روزهای بهتر
مامان نسرین
اسفند ۸۹
(منبع:کلمه)
به گزارش سایت مدرسه فمینیستی او به دلیل عدم دسترسی به کاغذ در زندان، این نامه را بر روی دستمال کاغذی به نگارش درآورده است. این نامه در اسفند گذشته نگاشته شده است.
وی در بخشی از این نامه می نویسد:هیچ «کاری» حق ندارد اینقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی ۶ ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد.
او در این نامه که درک آن را باید به آینده فرزندش و فرزندان ایران زمین واگذار کند می نویسد:عزیزم، آنچه در پروندههای قضایی برندهی نهایی است، دفاع قضایی خوب یا بد نیست، که از این بابت وکلایم در دفاع بینظیرشان سنگ تمام گذاشتند، بلکه معصومیت و مظلومیت انسانهایی است که در چرخ دندهی چنین آرای عجیب و غریبی له مِیشوند. آن معصومیت قطعا برندهی بازی است. برای همین از معصومیت کودکانهات میخواهم برای آزادی همهی زندانیان بیگناه، و نه فقط زندانیان سیاسی دعا کنی.
نسرین ستوده در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور شد و همچنین به اتهام بدحجابی در یک فیلم سخنرانی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
نیمای عزیزم، سلام
نامه نوشتن برای تو سخت است، تو که آنقدر معصومی که نمیتوانم برایت بگویم از کجا برایت نامه مینویسم. تو که از مفاهیم زندان، بازداشت، حکم، دادگاه، ظلم، سانسور، خفقان یا رهایی، آزادی، عدالت، تساوی و … تصویری در ذهن نداری.
از چه با تو سخن بگویم که با «اکنون» تو حرف زده باشم و نه آیندهات. چگونه برایت توضیح دهم که آمدنم به خانه دست خودم نیست تا به سویت پر بکشم، تو که به پدرت گفته بودی به مامان بگو کارش را تمام کند و به خانه برگردد. چگونه برایت بگویم که هیچ «کاری» نمیتواند مرا از تو این همه دور کند، در واقع هیچ «کاری» حق ندارد مرا این همه از تو دور کند. هیچ «کاری» حق ندارد اینقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی ۶ ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد.
با تو چه بگویم که هفتهی گذشته از من پرسیدی مامان با ما به خانه می آیی؟ و من در مقابل چشم ماموران بازداشتگاه به تو گفتم: «کارم طول می کشد و دیرتر می آیم». آن وقت تو با سر تکان دادنت گفتی باشد و دستم را کشیدی و با لبهای کوچکات بوسهای کودکانه بر دست هایم زدی…
نیمای عزیزم!
در طول ۶ ماه گذشته دو بار به شدت گریستم. بار اول در سوگ پدرم بود که از عزاداری و سوگواری نیز محروم بودم و بار دوم همان روز بود که نتوانستم با تو به خانه برگردم و وقتی به سلولم برگشتم بی اختیار بلند بلند گریستم.
نیما جان!
بارها در پروندههای مربوط به حضانت کودکان، دادگاهها چنین رای دادهاند که نمیتوانند ملاقات کودک ۳ ساله را برای ۲۴ ساعت متوالی به پدر بسپرند. در چنین آرایی مهمترین استناد دادگاهها به سن چنین کودکانی است که نمیتوانند ۲۴ ساعت دور از مادر بمانند زیرا برای کودک آسیب روحی – روانی به همراه دارد.
اما همین دستگاه قضایی میتواند حقوق کودکی را نادیده بگیرد که تصور میکند مادرش در صدد اقدام علیه امنیت اوست!!!
البته که دلم نمیخواهد با تو از این که در صدد هیچ اقدامی علیه امنیت «آنها» نبودهام و فقط به عنوان یک وکیل به آراء قضایی و آرایی که علیه موکلانم صادر شده بود، معترض بودهام، اشاره کنم.
البته که مایل نیستم به تو ثابت کنم و مثلا بگویم متن مصاحبههایم همگی عیان است و علنی، و اکنون به دلیل انتقاد از آراء قضایی که حرفهی اصلی هر وکیلی است، شایسته ۱۱ سال حبس شناخته شدهام.
اما مایلم بگویم: اولا نخستین کسی نیستم که چنین حکم ناعادلانهای را دریافت کردهام. اما امیدوارم آخرین آنها باشم، هر چند بسیار بعید می دانم.
ثانیا از این که در کنار موکلانم در زندان هستم، موکلانی که دفاعیات من به دلایل غیرقضایی و غیرحقوقی موثر نیفتاد و آنها روانه زندان شدند، بسیار خشنودم و دست کم آرامام.
ثالثا دوست دارم بگویم به عنوان یک زن از این که افتخار دفاع از بسیاری از فعالان مدنی و معترضان انتخاباتی را بر عهده داشتهام، به دلیل حکم سنگینام به خود میبالم. زیرا دوستتر داشتم به عنوان وکیل آنها، حکمی سنگینتر از آنان دریافت کنم.
حالا دیگر تلاش زنان ثابت کرد که دیگران، اعم از مخالف و موافق نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند. اما نمیدانم آن را که از همه بیشتر دوست دارم، چگونه به تو بگویم؟ چگونه بگویم که برای قاضی یا بازجویم یا دستگاه قضایی دعا کن. دعا کن تا به عدالت قلبی و آرامش روح برسند تا شاید ما نیز در آرامش زندگی کنیم، مثل خیلی از کشورهای دنیا.
عزیزم، آنچه در چنین پروندههایی برندهی نهایی است، دفاع قضایی خوب یا بد نیست، که از این بابت وکلایم در دفاع بینظیرشان سنگ تمام گذاشتند، بلکه معصومیت و مظلومیت انسانهایی است که در چرخ دندهی چنین آرای عجیب و غریبی له مِیشوند. آن معصومیت قطعا برندهی بازی است. برای همین از معصومیت کودکانهات میخواهم برای آزادی همهی زندانیان بیگناه، و نه فقط زندانیان سیاسی دعا کنی.
به امید روزهای بهتر
مامان نسرین
اسفند ۸۹
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه
ایرانی فعلا لالمونی گرفته
نون بشه دونه ای ده هزار تومن گوشت بشه کیلویی صدهزار تومن به تمام دخترا وپسرهای ایران تو کهریزک وقرچک ورجایی شهر تجاوز بشه بذار بشه ایرانی فعلا لالمونی گرفته
ابه اوبو ببب.(لالیم دیکه)بوبوبب
ابه اوبو ببب.(لالیم دیکه)بوبوبب
اشتراک در:
پستها (Atom)

